X
تبلیغات
حامی
حامی
دلم آرامش می خواد... نوشتن آرومم می کنه.... پس من اینجا آرومم! 
قالب وبلاگ
*این روزها که دارم برا رفتن زیر یه سقف با شریک زندگیم آماده میشم، با حضورش آرومم و از رفتنم نا آروم..! پارادوکسی دوست داشتنی که با لذتی قابل قیاس نیست. خیلی خوبه که کنارمه و لحظه لحظه نگرانی هامو
می فهمه.. این روزها،روزهای قشنگی دارم و امیدوارم هرگز فراموششون نکنم. از همین امروز 24 روز دیگه خلوت اتاقمو برا خودم دارم...!


*دوران، دوران خانه نشینی استادان و کاربلدان واقعیست! و چه دورانیست!

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 13:30 ] [ حامی ] [ ]


"نارین" من، امیدوارم روزی آنچنان بزرگت کنم که صدای نه تنها سکوتت که فریادت رساتر از هر رسایی باشه... !
دوس دارم به هر آنچه مربوط به دخترانگیت میشه ببالی و هرگزِ هرگز از دختر بودنت گله مند نباشی. همین!

[ دوشنبه چهارم فروردین 1393 ] [ 3:17 ] [ حامی ] [ ]
و امروز متفاوت تر از هر سال دیگه، 27 ساله شدم.

[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 15:24 ] [ حامی ] [ ]

ســـــــفر..

از همون موقع که بخوای اولین قدم هات رو برداری.. و یا تصمیم بگیری کجا بری و چمدونت رو آماده کنی شروع میشه...! از همون لحظه ای  که بدونی اگه بری "قطعا" دلتنگ خواهی شد!!! و اما من...
سفرم شروع شده!

[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 19:11 ] [ حامی ] [ ]

سبدی که نه تدبیری در پسش بود و نه امید به آینده و ((نه)) عدالتی

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 14:24 ] [ حامی ] [ ]

*از وقتی فهمیدم باید غیر خودم کسی رو در کنارم داشته باشم، دنبال یک یار قابل اعتماد میگشتم. کسی که وفادار و راستگو باشه. یکی که هیچوقت، من و احساسم رو فراموش نکنه. همیشه کنارم بمونه و اگر گاهی و به دلایلی نتونستم وظایفم رو درمقابلش به درستی انجام بدم ازم دلخور نشه و به فکر تلافی نیفته تا دلش خنک بشه! کسی که بهم وفادار باشه. به من بگه چیکار کنم تا بهتر از این شم. کسی که تمرکزم رو افزایش بده. انگیزه سازم باشه. گاهی اگه دلسرد میشم نقاط قوتم رو بهم گوشزد کنه . رفیق شفیقم باشه و دستم رو همه جا و همه وقت بگیره. در پریشان حالی و درماندگی... تعداد تکرار خطاهام رو دربیاره و دستم رو بگیره و راه چاره نشونم بده. کسی که روی تصمیماتم اثر بذاره. دوست نداشتم وقتی اینارو برای کسی تعریف می کردم در جواب میشنیدم : " گشتیم نبود، نگرد نیست" .. با خودم میگفتم : هرچند که ممکنه چنین کسی کمیاب باشه اما قطعا نایاب نیست! و تو خودت اومدی .. بی خبر و بی مهابا..! و من خستگی ناپذیر برای داشتن همیشگی ات تلاش می کنم!

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 14:27 ] [ حامی ] [ ]

امروز آخرین امتحان دوران کارشناسی ارشدم بود.. تموم شد. به همین سادگی (البته نه به همین سادگی)!! (پایان نامه رو دارم  هنوز) ..از اون دسته آدم ها نیستم که بگم حالا که تموم شد خدا کارش رو برسونه،یا اینهمه خوندیم وقتی کار نیست برا چی و از این حرفا....! منکر وضعیت اسف بار بیکاری در جامعه و جای خالی شایسته سالاری ها نیستم اما کسی هم نیستم که صرفا به خاطر مدرک و رشته گرایی دنبال ادامه تحصیل باشم! معتقدم، اگر الان و در زمان حاضر صاحب فکر،منطق و کلام و گفتار هستم در سایه همین سخت گیری ها و مطالعات و در طلب هر روز یادگرفتن ها بوده و هست و امیدوارم همچنان باشد.
فکرش رو هم نمیکردم پایان دوران کارشناسی ارشدم مصادف با حضور عشقم باشه و حالا که هستی چقدر آرومم..!
مرحله ای دیگه از زندگیم رو با موفقیت هرچه تمام به پایان رسوندم و مرحله ای دیگر  از اون رو (زندگی مشترک) با آرامش و کوله باری از تجربه های اندوخته در طول سالیان شروع می کنم. باشد که از این مرحله نیز با موفقیت هرچه تمام بگذریم.

زندگی همینه، پایان مرحله ای و آغاز مرحله ای دیگر! و این ماییم که باید هنرمندانه آغاز کنیم و به پایان برسانیم!

[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 22:23 ] [ حامی ] [ ]

مــــــــن، زنــــــــــــم....! همـــــــــــــزاد بــــــــارون.

[ شنبه بیست و یکم دی 1392 ] [ 0:54 ] [ حامی ] [ ]

در پست های قبلی هم بارها شده در این مورد گفته باشم که توجه به زندگی بزرگان حتی شده نیم نگاهی میتونه جای سال ها تحصیل در دانشگاه و حضور در جامعه برای یادگیری رو بگیره بقدری که ثانیه ثانیه های عمرشون سرشار از آموختنی هاست. گاهی،وقتی به زندگیشون نگاه می کنم،بخش از زندگیشون رو مطالعه   میکنم و یا حتی به جملاتی که میگن توجه می کنم، میبینم از اصلی ترین عواملی که همواره باعث موفقیت و رسیدنشون به جایگاهی که الان هستن شده، در درجه اول پشتکار و تلاششون بوده،اینکه همواره و همیشه تشنه یادگیری و آموختن بودن،تواضع و فروتنیشون به ویژه در برابر هر آنچه باید بیاموزند و مهمتر در برابر کسی که باید از او بیاموزند. آموخته هاشون نه صرفا در بخش علم،که بکارگیری اون در درست و راحت و آرام زندگی کردن بوده.. امروز گزارشی تصویری از ایسنا در خصوص زندگی پروفسور رضا می دیدم،نکته ای که نظرمو جلب کرد متن نامه ای هست که ایشون بعد بستری شدن در بیمارستان برای خانوادشون می نویسن ، نامه ای که با عنوان "خانواده عزیزم" شروع و با عبارت "همه تون رو دوست دارم " به پایان می رسه.. چیزی که پروفسور در آستانه ۱۰۰ سالگی بهش توجه دارن متاسفانه امروزه......... سعی میکنم همواره و همواره از بزرگان بیاموزم و بازهم بیاموزم....

[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 12:4 ] [ حامی ] [ ]

دیروز و امروز در دو شبکه مختلف داخلی گزارشی رو مبنی بر بررسی موضوعی پخش شده از شبکه های برون مرزی دیدم. موضوع در خصوص بررسی حجاب در ایران و آزاد و یا اجباری بودن اون بود که البته شخصا برنامه پخش شده از شبکه های من و تو یا بی بی سی و دیگر شبکه ها که در این مستند پخش می شد رو ندیدم .

(این روزا واقعا با تلویزیون بیگانه شدم). منتها موضوعاتی که در حین پخش این گزارش نظرم رو به خودش جلب کرد اینکه اولا  موقع پخش چنین گزارشاتی (مثل همون موضوع گزارش فیس بوک که تو پستای قبلی بود) گوینده گزارش با چنان لحن قدرتمند و جانبدارانه ای صحبت می کنه که اانگار در خصوص کشف یک مهم نظامی صحبت می کنه! در خصوص این گزارش طوری وانمود شد که انگار هیچ مشکلی در این خصوص در داخل کشور وجود نداره!

بهیچ عنوان کار برنامه های برون مرزی رو تایید یا تکذیب نمی کنم،منتها باید قبول کنیم اوضاع حجاب در ایران به همین حالت آرمانی که وانمود شد نیست!! اگر این طور بود که اینهمه گشت به اصطلاح ارشاد از برای چیست؟؟! تو این گزارش در قبال صحبتای افرادی که میگفتن در ایران برای برخی حجاب امری اجباری است، تو خیابون با کسایی مصاحبه کرده و نشون دادن که خب مشکلی با مقوله حجاب نداشتن و اتفاقا اون رو امری پسندیده و مقبول هم عنوان کردند، اما سوال اینجاست که مگه صرفا همین تعداد محدود در ایران و جامعه ایرانی زندگی می کنند که حالا ادعا و حرفشون مشت محکمی بر دهان این افراد باشه؟!

این چنین مصاحبه هایی به مثل این میمونه که بخوای در خصوص نماز گزارشی تهیه کنی و بعد بری جلو مهدیه تهران و نظر افراد رو درمورد نماز بپرسی! قطعا چنین جامعه آماری،درست و قابل تعمیم نخواهد بود! تازه نکته دیگه ای که باز در این گزارش قابل تامل بود اینکه هر کدوم از افراد مورد مصاحبه عنوان کردن که "من" این پوشش رو انتخاب کردم و یک رویه خانوادگی هست و ....!

عنوان عبارت "من"به نوعی معیار شخصی بودن مقوله  انتخاب حجاب رو مشخص و معین می کنه... و بنظرم حجاب امریه که حد و حدودش رو هر شخصی برای خودش می تونه تعیین کنه و قبول داشته باشیم اگه مث هزاران مشکل دیگه که از پایه و اساس دچار مشکل هست فرهنگ سازی درست و حسابی اون هم بر اساس واقعیت های موجود شکل بگیره نمیشیم اونی که الان هستیم... کمی واقع گرا تر باشیم و باشند و .......

[ پنجشنبه پنجم دی 1392 ] [ 0:11 ] [ حامی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لطفــــــا سعی کنیم...
امـــــــــسال.....
حتما متفاوت باشــــیم!
تا جایی که می تونیم.
لینک های مفید